نوشته شده بوسیله تبسم
11. آذر 1390 22:13
امروز هم گذشت…مراسم امسال هم گذشت در حالی که خودت نبودی بالای سر مراسمت از نزدیک جیگر
دیروز هم که تولدت بود و نبودی پیشمون…
یاد پارسال م یافتادم همش که برات کیک گرفته بودیم و وقتی شمع ها فوت م یکردی می گفتی این سال آخریه که هستم…
بعدشم که وقتی خیالت از مراسمت راحت شد پر کشیدی
دلم خیلی برات تنگ شده مادر بزرگ قصه ها خیلی
امروز جات وحشتناک خالی بود
هر وقت یاد عشقت به امام حسین (ع) می افتم غبطه میخورم که چرا هنوز عظمت اون عشق رو توی دلم خوب حس نمی کنم
امسال هنوز باورم نیست که محرم ه…