نوشته شده بوسیله تبسم
4. آذر 1390 11:23
من اشتباه کردم
من معذرت میخوام
چقدر هم زود جوابم رو می دی، اگر دوسم نداشتی که انقدر زود جوابم رو نمیدادی مگه نه؟
صبح پا شدم از خواب دیدم حیاط سفید شده، درخت ها عروس شدن…برف باریده اونم همچین توی همین پاییزی که فکرمیکردم امسال چه با من نامهربون شده…
برف ، چه رازی داره که شادی رو هدیه می ده
انگار دلم سپید شده
چند روز پیش فکر می کردم درسته آدم خیلی دعا میکنه ولی همه چیز باید در زمانش اتفاق بیافته…
بغلم کن لطفا، و کنارم بمون تا بتونم این جاده رو هم به خوبی گذر کنم
دوستت دارم و ممنونم که با همه این کمبودها و کمی هام دوسم داری
.
.
ماه تسلی خاطر هم رسید از راه..محرم…
تسلیت