نوشته شده بوسیله تبسم
3. آذر 1390 20:57
خدایا
…
چی بهت بگم؟ تو که همشو خودت میدونی
داری می بینی
از همش خبر داری
بارون می بارونی
بغلم می کنی
ولی در کنارش بدجوری داری اذیتم میکنی، امتحانم میکنی، یادم میدی
حواست هست بهم مگه نه؟
حواست هست داره از تحملم خارج می شه مگه نه؟
حواست هست دیگه اشک هم کم کم جواب نمی ده مگه نه؟
چقدر ، از خودم می پرسم مگه من چقدر دختر بدی بودم برات که اینه سهم من…
می گی بسپارین به من
می گی اعتماد کنین به من
می گی بخوایین از من
می دونم چیزی نمونده، میدونم همش باید یه ذره دیگه صبر کنم
ولی من ازت می ترسم
ازت میترسم
تو دوسم نداری…دوسم نداری
:(((