امشب هم ماه بی نهایت زیبا بود…یه عالمه خوشحالی همراه یه دلتنگی بزرگ

نوشته شده بوسیله تبسم 25. خرداد 1390 00:32

می دونی از چی دلم می شکنه و عجیبه که چرا هنوزم با اینکه واقفم بهش اما اینقدر کوچیکم؟؟

اینکه تو خورشید درخشان منی و من چشم می دوزم به  سو سو ی ضعیف ستاره ها و هنوز اونقدی چشام قوی نشده که بتونم به نورت چشم بدوزم و محو شم…

.

.

و اما: با تشکر از اینجا

دوست دارمت.
و این گناه من شدست : دوست دارمت.
و اشتباه من شدست: دوس دارمت.
ذکر سال و ماه من شدست: دوست دارمت.
میان سردی نگاه تو، پناه من شدست : دوست دارمت.
باعث سپیدی گیسوی سیاه من شدست : دوست دارمت.
تکّه ی کلام من، حرف گاه گاه من شدست : دوست دارمت.
یک جدار بین ما کشیده شد. تکیّه گاه من شدست : دوست دارمت.
گم شدم میان تیرگی خود، این چراغ راه من شدست : دوست دارمت.
من کجا و خیل عاشقان تو کجا، لشکر و سپاه من شدست : دوست دارمت.
ببین! ، گناه و اشتباه و ذکر سال و ماه و تکیّه گاه و لشکر و سپاه من شدست: دوست دارمت!!

برچسب ها:

امکان ارسال نظر برای این موضوع وجود ندارد

استفاده از مطالب این وبلاگ با ذکر منبع مجاز است

می دونی شیرینی زندگی مثل چیه؟

می تونی آرامش خوردن شکلات وانیلی رو

زیر آسمون وقتی خدا داره بهت نگاه می کنه با چیزی عوض کنی؟!

هر وقت احساس کردی زندگیت داره طعم تلخی می گیره اون حس رو یادت بیار

C# Corner.ir

csharpcorner.ir

کامنت های اخیر

Comment RSS