همون طور که مهدیه گفت، و همونطور که مَل ملیح جونم گفت : به خدا بسپاریم

نوشته شده بوسیله تبسم 23. خرداد 1390 00:02

* ممنون از عسل

گل من،قلبت را به خداوند سپار...*

آن همه تلخی و غم،این همه شادی و ایمانت را...

گاهی از عشق گذر کن و دلت را،بسپار

به خداوندی که

خوب می داند گل من،

سهم تو از دل چیست...!

گاه،دلتنگ شوی،

گاه بی حوصله و سخت و غریب!

و زمانی را هم،غرق شادی و پر از خنده و عشق...

همه را ،ای گل ناز،به خداوند سپار..

خاطرت جمع عزیز!که عدالت؛خصلت مطلق اوست...

گل نازم،این بار

چشم دل را وا کن!

...دست رد بر دل هر غصه بزن!

حرف هایت را،گرم و آرام و بلند،به خداوند،بگو...

عشق را تجربه کن!

حرف نو را این بار،از دل شاد چکاوک بشنو!

قطره آبی بچکان،بر کویر دل و بر بایر این عاطفه ها...!

گل من،در این سال،که پر از روز و شب است،

و پر از خاطره هایی تازه!

چشم دل را نو کن

و شبیه شب و شبنم،غرق موسیقی باش!

لحظه ها،می گذرند،تند و بی فاصله از هم...

مثل آن لحظه که دیروز شد و

مثل آن روز که انگار،گلم

هرگز از ره نرسید...!

...آری ای خوب قشنگ،

زندگی،آمدن و رفتن نیست...

خاطره ها هستند،گاه شیرین و گهی تلخ و غریب!

بهتر آن است که در روز جدید،

فکر را نو بکنیم،عشق را سر بکشیم

و دل تار غمین را

بنشانیم سر سفره ی نور،

خانه اش را بتکانیم و سپس

هر در و پنجره را،سوی چشمان خدا وا بکنیم...

روز نو،آمده است!

و بهار هم امساال،مثل هر سال از آغوش خدا،می روید!

کاش این بار، گلم؛
...با دل گرم زمین،عهد بندیم،دگر؛

قدر بودن ها را،خوب تر می دانیم...

و خدا را هر روز،از نگاه همگان می خوانیم...!

فاصله،بسیار است بین خوبی و بدی...می دانم!!!

ولی ای ماه قشنگ؛

آنچه در ما جاری است؛این همه فاصله نیست!

چشمه ی گرم وصال است وعبور...

زندگی...می گذرد؛نتد و آسان و سبک...!

عاشق هم باشیم،عاشق بودن هم،

عاشق ماندن هم،عاشق شادی و هر غصه ی هم...

روز نو،هر روز است؛

فکر را نو بکنیم...!

...عشق را،سر بکشیم...!

زندگی؛

می گذرد...!تند و آسان سبک!!!

مهین رضوانی فرد

برچسب ها:

نظرات

1390/03/23 10:06:06 ق.ظ #

عسل

Smileازت ممنونم فروغم.باشه از این به بعد بیشتر تو جمع میام.اما قبول کن که بعضی وقتا خیلی سخته.

عسل |

1390/03/24 10:15:54 ق.ظ #

عسل

تو درست میگی.اما همه ی آدما که مثل هم نیستن.هستن؟

عسل |

1390/03/24 11:39:54 ب.ظ #

فروغ

حرفی که زدی توجیه خوبیه نه؟؟ بیشتر از اینکه دلیل باشه به نظرم توجیه. آدمها شبیه هم نیستن درسته ولی منم ازت نخواستم شبیه بقیه باشی خواستم دنبال نکات مثبتی که زندگی و حالت رو بهتر می کنن باشی. رفتارها و کارهایی که تجربه ثابت کرده تاثیرش اگرچه صد در صد نبوده ولی بهتر بوده.
عزیزم تا حالا با روش خودت اومدی جلو اگر به نظرت الان واقعا خوشحالی خوب ادامه بده اگر این چیزیه که از زندگی میخوای. اگر راضیت می کنه. اما چیزی که هست اینه که من بعنوان یکی از اطرافیانت وقتی اینجوری می بینمت رسما عذاب می کشم و حس راحتی نمی کنم. ولی این زندگی خودته.منه نوعی که مهم نیستم.
فقط دلم م یخواد شاد باشی و همونطور که زیبایی های خدا رو می بینی شاد هم باشی نه فقط در ظاهر که از عمق وجودت.
حرف من اینه که خدا آدمها رو موجوداتی اجتماعی آفریده. مورچه اگر از کولنی جدا بشه به نظرت شاد و موفق خواهد بود؟!

فروغ |

1390/03/25 09:56:29 ق.ظ #

عسل

ازت ممنونم که اینقدر به فکرمی و برات مهم هستم فروغم.همه ی اینا که گفتی درست.من چیزی رو توجیح نکردم.من واقعا از تنها بودن لذت میبرم.من مورچه نیستم که وقتی از جمع جدا شدم شاد و موفق نباشم.کاش میدونستی تو دل من چی میگذره.
فکر میکنم در حدی که باید،اجتماعی هستم.شاید بیشتر از این لازم نباشه.من واقعا بعضی وقتا از اینکه تو جمع حاضر میشم عذاب میکشم.همونطور که تو با دیدن من عذاب میکشی.از این به بعد،عذاب نکش.چون من اونجوری واقعا راحتم.
دوستت دارم

عسل |

امکان ارسال نظر برای این موضوع وجود ندارد

استفاده از مطالب این وبلاگ با ذکر منبع مجاز است

می دونی شیرینی زندگی مثل چیه؟

می تونی آرامش خوردن شکلات وانیلی رو

زیر آسمون وقتی خدا داره بهت نگاه می کنه با چیزی عوض کنی؟!

هر وقت احساس کردی زندگیت داره طعم تلخی می گیره اون حس رو یادت بیار

C# Corner.ir

csharpcorner.ir

کامنت های اخیر

Comment RSS