عشق یعنی تشنه ای خود نیز اگر / واگذاری آب را بر تشنه تر
برای بار سوم هم عصبانیتون کردم مگه نه؟! :) این بار نمی خوام معذرت خواهی کنم. وقتی عصبان می شین هم گونه هاتون چاله می افته؟! خوشم می آد کاش گونه های منم چاله می افتاد. بگذریم. خواستم بگم حالم خیلی خوبه. و بهترتر هم می شم. خواستم بگم ممنونم که وجود شما باعث شد یه پله دیگه به خدا نزدیک بشم و یه ذره بیشتر در مورد عشق بدونم و سعی کنم اون عشق واقعی رو پیدا کنم. نباید حکمت کارهای خدا رو دست کم گرفت. وقت نشد در مورد اخلاقهای نه خوبتون هم براتون بگم ، جدای اینکه فقط گفته بودم از خود راضی هستین گاهی :) . مطمئنم که نگرانم بودین با اینکه بهم اعتماد دارین که از پسش بر می آم. خواستم بگم دیگه خیالتون راحت باشه و با آسودگی ادامه ی راه تون رو برین و همیشه موفق ترین باشین تا من طبق معمول پز دوستانم رو بدم. من قوی ام :) تازه خدا همیشه با منه. دلم تنگ میشه خیلی ولی دلتنگی قشنگه و باعث رشد می شه. گاهی آدم ها لحظه هایی رو با هم سپری می کنن که در عین حال که ساده ست ولی خیلی باارزشه. ارزش خاطراتی که دارم از تمام عمرم هم بیشتره و خیلی ممنونم.دوستتون دارم و این آخرین باری که به زبون می آرم.
وقتی یه جاده تموم میشه ، کلی جاده ی دیگه هستن که در انتظار شروع هستن :) و چون خدا همیشه به نظر من خونه ش جدای دل آدمها ، توی آسمونه، پس بن بستی هم وجود نداره :دی
ای که میپرسی نشان عشق چیست؟ عشق چیزی جز ظهور مهر نیست
شعر زیر خیلی دوسش دارم، اینجا روی دیوار اتاقمه از این وبلاگ برش داشتم و می تونین کاملش رو از اونجا بخونین. هر بیتش کلی حرف داره… من خیلی شعر هدیه گرفتم و همیشه از بهترین هدایایی بود که گرفتم ولی این شعر، کسی به من هدیه ش نداد اما خودم برا خودم برش داشتم و خیلی وقتا چشمم به بعضی بیت هاش میخوره که خیلی کمکم میکنه ;)
عشق یعنی روح را آراستن / بی شمار افتادن و برخاستن
عشق یعنی گل به جای خار باش / پل به جای این همه دیوار باش
زیر لب با خود ترنم داشتن / بر لب غمگین تبسم داشتن
عشق یعنی تنگ بی ماهی شده / عشق یعنی ماهی راهی شده
عشق یعنی آهوی آرام و رام / عشق صیادی بدون تیر و دام
عشق یعنی از بدی ها اجتناب / بردن پروانه از لای کتاب
در میان این همه غوغا و شر / عشق یعنی کاهش رنج بشر
ای توانا، ناتوان عشق باش / پهلوانا، پهلوان عشق باش
ای دلاور دل بدست آورده باش / در دل آزرده منزل کرده باش
عشق یعنی خدمت بی منتی / عشق یعنی طاعت بی جنتی
گاه بر بی احترامی ، احترام / بخشش و مردی به جای انتقام
لاف مردی می زنی مردانه باش / در مسیر عاشقی افسانه باش
عشق یعنی ظاهر باطن نما / باطنی آکنده از نور خدا
عشق یعنی آنچنان د رنیستی /تا که معشوقت نداند کیستی
عشق یعنی ذهن زیبا آفرین / آسمانی کردن روی زمین
عشق گوید مست شو گر عاقلی / از شراب غیر انگوری ولی
هر که با عشق آشنا شد مست شد / وارد یک راه بی بن بست شد
در جهان هر کار خوب و ماندنی است / رد پای عشق د راو دیدنی است
…