نوشته شده بوسیله تبسم
24. فروردین 1390 17:26
به سلامتی ویزاها صادر شد و الان که زنگ زدم مامان اینا توی فرودگاه منتظرن تا زمان پروازشون برسه. کنترل کردن خودم خیلی سخت بود مخصوصا که مامانمم دلش نازکه زود گریه ش می گیره، خودشم می گه نمی دونم چرا همش گریه م می گیره الهی بگردمش… دیشب هم آبجی ته تغاری!!! گفت فردا گریه زاری ممنوع ه گفته باشم!! ما هم ازش حساب می بریم شددددیییید :)))
بازم خوش به حال اونایی که دارن می رن، بازم غبطه خوردم بهشون…
خدایا تا می آم نگران شم همین که یادم می افته سپردمشون به تو احساس راحتی می کنم…مرسی که هستی و بزرگی