امام زاده مجید ابن موسی بن جعفر

نوشته شده بوسیله تبسم 21. فروردین 1390 00:43

امروز با آبجی وسطیه پا شدیم رفتیم یه سر تا امام زاده ای که توی شهر هست، کوچیکه ولی خوب. می گه چی شده یهو هوس امام زاده کردی؟ بهش گفتم چند روزه میخوام بیام… می گم بهش روحانیت خون م کم شده…

واقعا هم همین بود. میگم بهش مشهد که نمی تونم فعلا برم …

دلم گریه میخواست… بار آخری که رفته بودم روزی بود که جیگر رفت، یه ساعت قبل از اینکه بره…

برچسب ها:

امکان ارسال نظر برای این موضوع وجود ندارد

استفاده از مطالب این وبلاگ با ذکر منبع مجاز است

می دونی شیرینی زندگی مثل چیه؟

می تونی آرامش خوردن شکلات وانیلی رو

زیر آسمون وقتی خدا داره بهت نگاه می کنه با چیزی عوض کنی؟!

هر وقت احساس کردی زندگیت داره طعم تلخی می گیره اون حس رو یادت بیار

C# Corner.ir

csharpcorner.ir

کامنت های اخیر

Comment RSS