نوشته شده بوسیله تبسم
21. آذر 1389 21:32
حس می کنم دارم دیوونه می شم، دارم دیوونه می شم ، دارم دیوونه می شم
انگار مغزم می خواد بترکه. انگار اصلا توی این دنیا نیستم ولی هستم، هستم ولی نیستم … آلزایمر دارم می گیرم؟
گاهی واقعا حس می کنم از تحمل من خارجه! آآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآ خدایا
حواست به من هست مگه نه؟
فقط کافیه یه ذره صبر کنم می گذره آره می گذره. عبور می کنم می دونم. فقط یه چند روز صبر می خواد همین
پووووف
آخیش… خدا با منه . خدا با منه خدا با منه .نگران نباش خانم خانما ، نگران هیچی نباش… خدایا من چشمم به سمته توه..
دوستت دارم