خدای دوست داشتنی من

نوشته شده بوسیله تبسم 16. آذر 1389 00:28

DSC01091

گاهی نمی دونم چی بگم، احمقانه؟! فکر می کنم کاش حالم خوب نمی شد لااقل نه اونقدری که دیگه نگرانم نباشی، که کاش خیالت از من راحت نمی شد … دلم تنگ شده برای صحبت هامون ، بحث هامون، مهربونی ها و حمایت ها و راهنمایی ها و بدجنسی ها و سخت گیری ها و حرص درآوردن هات…واسه حرفای بابابزرگونت … چقدر قدر نشناس بودم که اون دوستی قشنگ رو خراب کردم… چقدر خودخواهم…

کاش یه روزی منو ببخشی… منو ببخش . معذرت میخوام.

فقط یه دلتنگی گذراست همین. می نویسم که زودتر بگذره

برچسب ها:

امکان ارسال نظر برای این موضوع وجود ندارد

استفاده از مطالب این وبلاگ با ذکر منبع مجاز است

می دونی شیرینی زندگی مثل چیه؟

می تونی آرامش خوردن شکلات وانیلی رو

زیر آسمون وقتی خدا داره بهت نگاه می کنه با چیزی عوض کنی؟!

هر وقت احساس کردی زندگیت داره طعم تلخی می گیره اون حس رو یادت بیار

C# Corner.ir

csharpcorner.ir

کامنت های اخیر

Comment RSS