نوشته شده بوسیله تبسم
16. آذر 1389 00:28
گاهی نمی دونم چی بگم، احمقانه؟! فکر می کنم کاش حالم خوب نمی شد لااقل نه اونقدری که دیگه نگرانم نباشی، که کاش خیالت از من راحت نمی شد … دلم تنگ شده برای صحبت هامون ، بحث هامون، مهربونی ها و حمایت ها و راهنمایی ها و بدجنسی ها و سخت گیری ها و حرص درآوردن هات…واسه حرفای بابابزرگونت … چقدر قدر نشناس بودم که اون دوستی قشنگ رو خراب کردم… چقدر خودخواهم…
کاش یه روزی منو ببخشی… منو ببخش . معذرت میخوام.
فقط یه دلتنگی گذراست همین. می نویسم که زودتر بگذره