خودم دیدم همین نزدیکیایی…

نوشته شده بوسیله تبسم 24. آبان 1389 15:22

به من بفهمون کجای سرنوشتم

دارم می رم جهنم یا راهی بهشتم

از این دو راهی دل خوشی ندارم

یا می خورم به پاییز یا می رسه بهارم

مثل ابرها همش تبعید می شم

با هیچ کوهی سر سازش ندارم

یه موجم که با دریا قهر کرده

بدون تو من آرامش ندارم

گمت کردم ولی غافل از اینکه

خدا با این بزرگی گم نمی شه

مواظب بودی از دستت نیفتم

هوامو داری و داشتی همیشه

دارم نابود می شم دور می شم

بذار آتیش این دوری تموم شه

خودم دیدم همین نزدیکیایی

نذار عمرم با جون کندن حرووم شه*

* خواننده : لهراسبی.   

این منه این روزهاست :| خدایا تو که می دونی و می بینی ، چه جوری دیگه صدات بزنم…می دونم چیزی نمونده…مثل نفس های آخر، درد های آخر که قبل از تموم شدن شدیدترینن…خودت کمک کن دووم بیارم این دم آخری رو. خدایا لطفا بغلم کن، محکم تر از اینی که الان بغلم کردی محکم محکم … شاید من اونقدری خوب نباشم ولی تو بزرگی. من امیدم به بزرگی توه که از کوچیکی خودم ناامید نمی شم… خدایا خدایا خدایا

برچسب ها:

امکان ارسال نظر برای این موضوع وجود ندارد

استفاده از مطالب این وبلاگ با ذکر منبع مجاز است

می دونی شیرینی زندگی مثل چیه؟

می تونی آرامش خوردن شکلات وانیلی رو

زیر آسمون وقتی خدا داره بهت نگاه می کنه با چیزی عوض کنی؟!

هر وقت احساس کردی زندگیت داره طعم تلخی می گیره اون حس رو یادت بیار

C# Corner.ir

csharpcorner.ir

کامنت های اخیر

Comment RSS