خدایا خیلی خوبی، مرسی

نوشته شده بوسیله تبسم 14. تير 1389 02:49

به طرز عجیبی یهو، احساس می کردم امروز که خیلی دوستت دارم… چند وقتی برام عادی شده بودی،خیلی خیلی عادی با اینکه نشون نمی دادم…اما امروز نمی دونم یهو چرا… اما خوب یه حسیه ماله خودت، نمی تونی توصیفش کنی، حتی نمی تونی بیانش کنی، یه ناامیدی لطیفی هم داره با خودش! خوبیش اینه می آد چیزایی رو که باید توجه کنی یادت می آره و می ره مثل نسیمه…

حس خوبی بود…ممنونم. لااقل باعث می شه امید ها و انگیزه هام رو برای اهدافم پیدا کنم …

دوستت دارم…

// چند وقت بود این جمله رو نگفته بودم؟ حتی به تو مهدیه؟ داشتم کم کم نگران خودم می شدم… بخند رفیق حتی اگر هوا این همه گرم و شرجی باشه!  :دی باش بابا بی خیال

برچسب ها:

امکان ارسال نظر برای این موضوع وجود ندارد

استفاده از مطالب این وبلاگ با ذکر منبع مجاز است

می دونی شیرینی زندگی مثل چیه؟

می تونی آرامش خوردن شکلات وانیلی رو

زیر آسمون وقتی خدا داره بهت نگاه می کنه با چیزی عوض کنی؟!

هر وقت احساس کردی زندگیت داره طعم تلخی می گیره اون حس رو یادت بیار

C# Corner.ir

csharpcorner.ir

کامنت های اخیر

Comment RSS