چی بگم والا…

نوشته شده بوسیله تبسم 12. تير 1389 16:58

گاهی که از رفتار کسی ناراحت می شم و پیش مامانم درد و دل ! می کنم به نوعی، که باید با بعضی آدمها مثل خودشون رفتار کرد و …

مامانم می گه اگر کار اونها بد بوده و تو هم مثل اونا رفتار کنی چه فرقی با اونها داری؟!

اصولا نظر من اینه که مامان من سهم خیلی زیادی داره در اینکه که همیشه سعی می کنم ببخشم و کاری کنم دل کسی نشکنه و ناراحت نشه حتی اگر خودم بشم! اینکه مامانم خیلی بخشایشش و گذشتش بالاست…مامان ها و باباها واقعا نازنینن با کلی تجربه!

شاید بعضی ها معتقدن که توی این دنیا نمی شه همش اینجوری باشی، البته اینکه همش نشه بحثش جداست اما می شه سعی کرد و اینکه به نظر من خدا حواسش هست و مراقب آدمهاست، مخصوصا مراقب اینجور آدمها که شاید به نظر بیاد حواسشون به خودشون نیست حتی اگر نتونیم ببینیم و متوجه ش بشیم.

از این خدای پیچیده! جز این پیچیدگی آفرینش به ظاهر ساده ش انتظار نمی ره

خدایا مخلصیم

برچسب ها:

نظرات

1389/04/13 07:28:47 ق.ظ #

مهديه

سلام
خوبي؟
ببين مي شه اهنگ فاصله ها رو تو 4Share بزاري؟

مهديه |

1389/04/14 02:39:34 ق.ظ #

تبسم

آره عزیزم. همین امروز فردا می ذارم...الان خداییش خوابم می آد!!!

تبسم |

امکان ارسال نظر برای این موضوع وجود ندارد

استفاده از مطالب این وبلاگ با ذکر منبع مجاز است

می دونی شیرینی زندگی مثل چیه؟

می تونی آرامش خوردن شکلات وانیلی رو

زیر آسمون وقتی خدا داره بهت نگاه می کنه با چیزی عوض کنی؟!

هر وقت احساس کردی زندگیت داره طعم تلخی می گیره اون حس رو یادت بیار

C# Corner.ir

csharpcorner.ir

کامنت های اخیر

Comment RSS