شب آرزوها…

نوشته شده بوسیله تبسم 27. خرداد 1389 23:39

امشب،شب آرزوهاست . با اینکه تا وقتی تو باشی هر لحظه می شه آرزو کرد اما ما رو که می شناسی ;-)

می گن حضرت محمد(ص) حتی برای اونهایی که بهش بدی می کردن دعا می کرد ولی در عین حال در برابر ظلم جدی بودن. پس خدایا، قبل از هر چیز توی این دنیای بزرگت، ازت می خوام همه مون رو به راه راست هدایت کنی مخصوصا اونهاییمون رو که مسئولیت های بزرگتری را پذیرفتیم. بعد از این اگر تو کمک هات رو طبق قوانین انجام دادی و هدایت هات رو کردی، با تمام امید و باورم به اینکه در برابر ظلم ساکت نمی شینی، آرزو می کنم تمام مردم دنیا به این شعور اجتماعی برسن که در صلح و صفا خودشون با خودشون زندگی کنن بدون اینکه نیاز به زوری باشه برای کنترل.برای همه ی مردم سلامتی و احساس آرامش و سعادتمندی الهی رو دارم. و برای مردم سرزمین خودم علاوه بر اینها سربلندی و شادمانی و وحدت و باور عمیق الهی رو آرزومندم.

برای بیمارهایی که می شناسم و نمی شناسم سلامتی و دوری درد رو ازشون دارم تا شادی زندگی به قلبهای خودشون و خانواده هاشون سرازیر بشه.

خوشبختی واقعی، آرامش حقیقی، سعادت الهی، آمرزش اهوراییت و بخشایندگی و بخشندگی و رحمتت و رضایت از صمیم قلب رو به همراه شادی سرشار برای همه و همه و همه آرزومندم.

خدایا آرزو می کنم با روحی سبک بار بیایم پیشت و بتونیم سرمون رو بالا بگیریم.آرزو می کنم ازمون راضی باشی، آرزوم می کنمهمیشه شاکر و قدر شناس باشیم! (خداییش از این آرزو تنبلی هاستاا!! تو کاری کنی ما قدر شناس باشیم!!! :دی)

خوب فقط همین سه تا آرزو اگر برآورده بشه دیگه نیازی به آرزو نیست مگه نه؟ :دی دنیا از اینی که هست بهشت تر می شه!

خدایا همه ی خانواده ها رو برام هم حفظ کن. کمکمون کن یه ذره هم شده درکت کنیم، و خدایا یه آرزو که الان یادم اومد:

آرزو می کنم خدا همیشه عاشق من! باشه و من عاشق خدا باشم! و این آرزو رو برای همه دارم. آخه می دونی که من تک خور نیستم! :دی تازه نمی چسبه تنهایی. سعادت و خوشحالی تو وقتی می چسبه بهت که بقیه رو هم خوشحال و شاد ببینی و الا ضدحاله یه جورایی.

آرزوهای شخصی من در همین آرزوها نهفته ست. می گن باید با جزئیات آرزو کرد که بعدا شاکی نشی من که اینجوری نمی خواستم! جزئیاتش رو برات می گم.

دو تا آرزوی دیگه هم دارم، صد در صد آرزو می کنم برآورده شن حتی!

اول اینکه آرزو می کنم آرزوهای همه ، همه و همه حتی اونایی که نمی دونم هستن، رو بشنوی و آمین بگی و بهتر و به صلاحشون کنی و برآورده کنی تا از لبخندی که گوشه ی لبهاشون می شینه لذت ببری. پس منم می گم آمین.

و آخری که رد خورد نداره،شدیدا خواهشمندم اینه که اجازه بده مَهدی (ع) بیاد…لطفا کاری کن زودتر بیاد!

و اما: من نمی دونم و نمی خوام و نم یتونم اصلا که بدونم چه جوری این کارها رو می کنی، هر چی باشه تو خدایی برات سه سوت هم کمتر زمان می بره!  در ضمن خیلی خیلی خیلی ازت ممنونم.

برچسب ها:

امکان ارسال نظر برای این موضوع وجود ندارد

استفاده از مطالب این وبلاگ با ذکر منبع مجاز است

می دونی شیرینی زندگی مثل چیه؟

می تونی آرامش خوردن شکلات وانیلی رو

زیر آسمون وقتی خدا داره بهت نگاه می کنه با چیزی عوض کنی؟!

هر وقت احساس کردی زندگیت داره طعم تلخی می گیره اون حس رو یادت بیار

C# Corner.ir

csharpcorner.ir

کامنت های اخیر

Comment RSS