اگرم یه بازی باشه ، خوشت می آد ازش؟ واقعا تنها بودی؟! آره خدایا ؟!

نوشته شده بوسیله تبسم 28. فروردین 1389 21:17

خدایا فکر می کنی درک کردن ما سختتره یا درک کردنه تو؟!

.

.

و اما : اینو می ذارم اینجا تا همیشه یادم بمونه،یکی اینو نوشته... مرسی … نمی دونم چی بگم … خدایا…

(با خود میگفتم که لابد خدا او را فرستاده تا کافر نشوی ، که نگویی تورا نمی بیند و صدایت را نمشنود، بدان که خدا درکت کرده و فردی از جنس احساس برایت فرستاده که فقط احساسش را ببینی و در ورطه تباهی دوران سیاه کنونی خود نیفتی
براستی تورا منجی خود میدیدم
دوستت داشتم ، اما نه از جنس هیچ دوست داشتنی ، خاص بود؛ حتی اوقاتی زیاده روی میکردم و چون پیر مراد به تو می نگریستم
همین)

برچسب ها:

نظرات

1389/01/29 07:12:56 ق.ظ #

مهديه

فروغ اين عروسكت عجب باحاله بابا

مهديه |

امکان ارسال نظر برای این موضوع وجود ندارد

استفاده از مطالب این وبلاگ با ذکر منبع مجاز است

می دونی شیرینی زندگی مثل چیه؟

می تونی آرامش خوردن شکلات وانیلی رو

زیر آسمون وقتی خدا داره بهت نگاه می کنه با چیزی عوض کنی؟!

هر وقت احساس کردی زندگیت داره طعم تلخی می گیره اون حس رو یادت بیار

C# Corner.ir

csharpcorner.ir

کامنت های اخیر

Comment RSS