نوشته بود: خدا در ملکوت نشسته و به کسانی که بهش اعتماد ندارن می خنده …

نوشته شده بوسیله تبسم 25. اسفند 1388 02:06

چند وقته دلم برای کسی تنگ نشده بود؟ درست و حسابی…

امشب دلم برای تو تنگ شده بی وفا، اصلا بی معرفت … تو رو می گم همسرجانِ هنوز نیست در جهانم.

یعنی دلت برای من تنگ نمی شه؟ اینجا می نویسم که یه روزی بدونی حالا که سال جدید داره می آد ، توی این روزهایی که من فوق العاده شنگولکم و خیلی بهم خوش می گذره فراموشت نکردم و تک خور نبودم!! :دی

خدایا …

می دونی امروز به چی فکر می کردم ؟ به اینکه چرا می ذاری آدما عاشق هم بشن تو که نمی خوای واسه خودت رقیب بتراشی.. دقیقا نکته همین جا بود… می خوای به همه عاشقترین ها ثابت کنی عشقتون نهایت باید برسه و بشه اندازه تو. که همه بفهمن هیچ عشقی مثل عشق تو نیست، عشق به تو نیست. تازه کسی که نتونه بنده هات رو آفریده هات رو عاشق بشه چه جوری می تونه خوب عشقتو لمس کنه؟

دوستت دارم .

برچسب ها:

امکان ارسال نظر برای این موضوع وجود ندارد

استفاده از مطالب این وبلاگ با ذکر منبع مجاز است

می دونی شیرینی زندگی مثل چیه؟

می تونی آرامش خوردن شکلات وانیلی رو

زیر آسمون وقتی خدا داره بهت نگاه می کنه با چیزی عوض کنی؟!

هر وقت احساس کردی زندگیت داره طعم تلخی می گیره اون حس رو یادت بیار

C# Corner.ir

csharpcorner.ir

کامنت های اخیر

Comment RSS