نوشته شده بوسیله تبسم
22. بهمن 1388 15:54
این منم الان از مهربونی خدا:
اینم خیلی شبیه توه ، تو ، تو نه نه تو، تویی که اون بالا، توی گرمای نارنجی اینجا نشستی و برام می خونی و باعث می شی خدا منو ببوسه و منو می بری پیش خدا و اونو می آری پیش من: :دی. دیوونه ی همین جدیت ِتِتم…الهههیی خدا حفظت کنه D:
