هرچقد من بد باشم خوش شانسم که تو بزرگ و خوبی…

نوشته شده بوسیله تبسم 16. بهمن 1388 15:01

خدایا شکرت…

داداشم برای اولین بار اردوی دور از خونه رفت و یه شب رو دور از خانواده بود. رفته بودن آمل. خدا رو شکر که سالم و سلامت برگشتن و کم کم باید قبول کنم داداش کوچولوی من بزرگ شده. الهی فداش بشم یک سوغاتی هایی هم آورده دقیق مَچ ِ هر کدووم ما. برای من مثلا نبات زعفرونی آورده و من الان :دی هستم!

برچسب ها:

نظرات

1388/12/03 09:29:59 ب.ظ #

green ice

انشاالله دامادیش هم می بینی.ممنون

green ice |

1388/12/03 09:29:59 ب.ظ #

green ice

انشاالله دامادیش هم می بینی.ممنون

green ice |

امکان ارسال نظر برای این موضوع وجود ندارد

استفاده از مطالب این وبلاگ با ذکر منبع مجاز است

می دونی شیرینی زندگی مثل چیه؟

می تونی آرامش خوردن شکلات وانیلی رو

زیر آسمون وقتی خدا داره بهت نگاه می کنه با چیزی عوض کنی؟!

هر وقت احساس کردی زندگیت داره طعم تلخی می گیره اون حس رو یادت بیار

C# Corner.ir

csharpcorner.ir

کامنت های اخیر

Comment RSS