نوشته شده بوسیله تبسم
11. بهمن 1388 21:44
1. بابایی شاگرد برای آزمون ورودی تیزهوشان دوره ی ابتدایی به راهنمایی دارن. امروز یه سری سوال دادن براشون تایپ کنیم که یه آزمون بگیرن از شاگرداشون. این سوالا شده سرگرمی ما :دی. امروز یه سوالی بود که…بذار اول سوالو بگم:
“یک مثلث با دو خط بکشید”
اولش که دقت نمی کنی و فکر می کنی چون سوال تیزهوشانه پس حتما سخته و ال و بله بی خود خودتو می پیچونی در حالیکه کافیه فقط سوال رو با ذهن باز و درست بخونی همین. فقط کافیه کاری که سوال گفته انجام بدی و یک مثلث به همراه دو تا خط راست بکشی . به همین سادگی. و این امروز باعث شد فکر کنم توی زندگیمون چقدر پیش می آد که دور خودمون بی جهت می چرخیم و دنبال جوابی می گردیم که توی خود سواله؟! فقط کافیه ذهنت به روی مسایل باز باشه و انوقت می بینی که جواب خودش، خودشو نشونت می ده :)
2. فیلمی که دیشب داشت می داد و یه فرشته مرگ اومده بود که جوون یارو رو بگیره باعث شد این سوالو بپرسم از خودم که دوست دارم فرشته ی مرگ من چه شکلی باشه؟ اینو شنیدم که نحوه ی جون دادن آدم و شمایل فرشته ی مرگش ارتباط مستقیم با نوع رفتار و ایمان هر آدمی داره. نمی دونم چقدر آدم خوبی بودم که انتظار یه فرشته ی زیبا و آرووم رو داشته باشم اما آرزو داشتن که ضرر نداره هان؟
من دوست دارم فرشته ی مرگم یه خانم سن و سال دار با ردای سفید باشه. نمی دونم چرا اما حس می کنم آرامش بیشتری همراهشه. یا شبیه دامبلدور توی فیلم هری پاتر!!! خیلی چهره ی آرووم و در عین حال پر ابهتی ه. اون جوری با اون همه آرامش و سپیدی حس می کنم می تونم خودم رو پرت کنم توی بغلش و باهاش برم… هرچند امروز حس می کردم اگر بمیرم خیلی دلتنگ می شم و احساس دلتنگی خیلی شدید و عجیبی داشتم، حسی که بخوای گریه کنی تا شاید سبک شی، دیوونه کننده بود پس تصمیم گرفتم رها باشم به هر حال وقتی پیش بیاد خودشم پیش می ره و نیازی به نگرانی من نیست. من فعلا حال رو دارم:)
شما دوست دارین فرشته ی مرگ تون چه شکلی باشه؟! (دور از جون و اینا…:دی)