امروز که اسباب بازی های قدیمی آبجی کوچیکه رو توی کمد دیدم دلم خیلی زیاد خواست که یه دخمل کوچولو می داشتم و می رفتم خونه ش و برام توی فنجون های اسباب بازیش چای می ریخت و مهمون بازی می کردیم…آخی…
برچسب ها:
ارسالهای مرتبط
نظرات
1390/05/28 08:28:33 ق.ظ #
Thankyou for helping out, wonderful info .
cctv over cat5 |
استفاده از مطالب این وبلاگ با ذکر منبع مجاز است
می تونی آرامش خوردن شکلات وانیلی رو
زیر آسمون وقتی خدا داره بهت نگاه می کنه با چیزی عوض کنی؟!
هر وقت احساس کردی زندگیت داره طعم تلخی می گیره اون حس رو یادت بیار