ماجراهای من و دخملم

نوشته شده بوسیله تبسم 20. دی 1388 21:51

امروز که اسباب بازی های قدیمی آبجی کوچیکه رو توی کمد دیدم دلم خیلی زیاد خواست که یه دخمل کوچولو می داشتم و می رفتم خونه ش و برام توی فنجون های اسباب بازیش چای می ریخت و مهمون بازی می کردیم…آخی…

برچسب ها:

نظرات

1390/05/28 08:28:33 ق.ظ #

cctv over cat5

Thankyou  for helping out,  wonderful info  .

cctv over cat5 |

امکان ارسال نظر برای این موضوع وجود ندارد

استفاده از مطالب این وبلاگ با ذکر منبع مجاز است

می دونی شیرینی زندگی مثل چیه؟

می تونی آرامش خوردن شکلات وانیلی رو

زیر آسمون وقتی خدا داره بهت نگاه می کنه با چیزی عوض کنی؟!

هر وقت احساس کردی زندگیت داره طعم تلخی می گیره اون حس رو یادت بیار

C# Corner.ir

csharpcorner.ir

کامنت های اخیر

Comment RSS