سهو و خطاي بنده، گرش اعتبار نيست
معني عفو و رحمت آمرزگار چيست؟ *
-------------------------------------------------------
يا رب تو كريمي و كريمي كرم است
عاصي ز چه رو برون ز باغ ارم است
با طاعتم ار ببخشي، آن نيست كرم
با معصيتم اگر ببخشي، كرم است!
-------------------------------
چقدر این شعر رو دوست دارم…
زان يار دلنوازم شکريست با شکايت
گر نکته دان عشقي بشنو تو اين حکايت
بي مزد بود و منت هر خدمتي که کردم
يا رب مباد کس را مخدوم بي عنايت
رندان تشنه لب را آبي نميدهد کس
گويي ولي شناسان رفتند از اين ولايت
در زلف چون کمندش اي دل مپيچ کان جا
سرها بريده بيني بي جرم و بي جنايت
چشمت به غمزه ما را خون خورد و ميپسندي
جانا روا نباشد خون ريز را حمايت
در اين شب سياهم گم گشت راه مقصود
از گوشهاي برون آي اي کوکب هدايت
از هر طرف که رفتم جز وحشتم نيفزود
زنهار از اين بيابان وين راه بينهايت
اي آفتاب خوبان ميجوشد اندرونم
يک ساعتم بگنجان در سايه عنايت
اين راه را نهايت صورت کجا توان بست
کش صد هزار منزل بيش است در بدايت
هر چند بردي آبم روي از درت نتابم
جور از حبيب خوشتر کز مدعي رعايت
عشقت رسد به فرياد ار خود به سان حافظ
قرآن ز بر بخواني در چارده روايت
اینم فال امشب : (کسی نیست برام تفالی بزنی به حافظ ، خودم می گیرم اما زیاد حال نداره …)
بر سرآنم که گر زدست برآید/ دست بکاری زنم که غصه سرآید
منظر دل نیست جای صحبت اضداد/ دیو چو بیرون رود فرشته درآید
صحبت حکام ظلمت شب یلداست/ نور ز خورشید خواه بو که برآید
بر در ارباب بی مروت دنیا/ چند نشینی که خواجه کی به درآید
ترک گدایی مکن که گنج بیابی/ از نظر رهروی که درگذرآید
صالح و طالع متاع خویش نمودند/ تا که قبول افتد و چه در نظرآید
بلبل عاشق.تو عمر خواه که تاآخر/ باغ شود سبز و شاخ گل به برآید
غفلت حافظ در این سراچه عجب نیست/ هرکه به میخانه رفت بی خبر آید
و اما:
1.شب تاریك و بیم موج و گردابی چنین هایل
كجا دانند حال ما سبكباران ساحل ها
2. * مخاطب خاص داره. :دی
3. اینم یه دیوان دیگه :دی