این همه که تو محشری…

نوشته شده بوسیله تبسم 21. آبان 1388 20:03

** امروز داشتم به پاهام نگاه می کردم! خیلی محشره اینطور فکر نمی کنید؟! پاهای به این کوچیکی وزن ما رو تحمل می کنه و ما رو از دشت های صاف و ساحل های شنی تا کوههای مرتفع و سنگ لاخ ها همراهی می کنن. واقعا خدا حرف نداره. می گم خدایا حالا فک نکن ما همش گلایه می کنیم که چرا اینجوری شد و چرا اونجوری، خیلی بی انصافیم و خوبیهای زیادت رو نمی بینیم. دمت گرم رفیق شفیق. بوس. 

** امروز توی مینی بوس فکر می کردم خدایا ، اینکه گفته بودم تو هم خودخواه و مغروری…به نظرم حق داری که باشی چون واقعا تو و فقط تو چون که یکتا و این همه قدرتمندی حق داری اگرم همچین حسی داشته باشی، اما یکی مثل من به چی م می نازم که هر چی دارم هدیه و امانتیه از تو و هر وقت اراده کنی من دیگه ندارمش چه داراریی هایی که کمکم کردی به دست بیارم و چه همین نگاه م و چه حتی چشمانم. ممنونتم . بوس.

** خدایا می دونم دارم چیزی بدیهی ای رو می گم اما بذار برات بگم که تو از همه و همه بهتری هرچند با وجود همه ی این دونستنی ها من قدرت رو نمی دونم. تویی که با تمام رفتارها و کارها و تصمیم هایی که من غیر عمد و با نیتی خالص و پاک گرفتم اما بعدا فهمیدم اشتباه بودن، منو می بخشی و کنارم می مونی و سرزنشم نمی کنی و در عوض کمکم می کنی و دستم رو می گیری و منو قدم قدم جلو می بری تا راه های بهتری رو پیدا کنم. تویی که منو خوب درک می کنی و تنهام نمی ذاری هر چقد هم کامل نباشم. تویی که مثل من فقط حرف نمی زنی و عمل می کنی، به همه ی حرفهایی که می زنی عمل می کنی. اگر می گی می بخشم، می بخشی، اگر می گی همراهتم، همراهمی، اگر می گی دوستمی، تا ابد دوستمی، و و و …تو فکر می کنم تنها تنها یکتایی هستی که شعار نمی ده و حرف نمی زنه و تکرار نمی کنه! نمونه ش خود من!!! اعتراف فک نکن ساده ست.شرمندگی فک نکن ساده ست.

** عشق بازی را تحمل باید ای دل پای دار / گر ملالی بود بود و گر خطایی رفت رفت….حافظ امروز ما :دی

** من با تمام ضعف هام و لرزش هام با بودن تو به وسعت اسمم بزرگم و ازت ممنونم که با نفس کشیدن در درونم به من نیرو می دی. دوستت دارم. کمکم کن که همیشه از صمیم قلب راضی به رضای تو باشم، به من صبری زیبا بده و با من صبور باش. برای من صبر کن . تویی که تنها عشق منی و حس رهایی این روزهام ماله تو و به خاطر وجود توست. کمک کن بد قضاوت نشم.کمک کن درکم بیشتر شه  و توقع م هنوز کمتر.کمکم کن باعث ناراحتی دیگران نشم. کمک کن همونی باشم که تو می خوای.برای خاطر داوودی سفید حیاط ممنونتم، بابت زیبایی و بوی بی نظیر و دیوونه کننده ی گل سرخ ها، به خاطر هلال نازک ماه که صبح ها که می رم توی حیاط قبل هر چیزی، قبل دیدن برف روی نوک کوه، چشمم می افته بهش و این نیشم تا بناگوش باز می شه. به خاطر مامان مهربون نازنینم و بابایی محکم و همیشه همراهم. به خاطر آبجی های کلک و داداش یکی یه دونه ی شیطونم. به خاطر فروغ … به خاطر خیلی چیزا ازت ممنونم. دوستت دارم خیلی دوستت دارم. تنهامون نذار.

**** بابت چه چیزهایی ازش ممنونین؟!

برچسب ها:

نظرات

1388/08/23 07:39:44 ق.ظ #

مهديه

فروغ من prison braek رو ارم مي بينم. دارم خل مي شم. خيلي باحاله
به زودي مي بينمت

مهديه |

امکان ارسال نظر برای این موضوع وجود ندارد

استفاده از مطالب این وبلاگ با ذکر منبع مجاز است

می دونی شیرینی زندگی مثل چیه؟

می تونی آرامش خوردن شکلات وانیلی رو

زیر آسمون وقتی خدا داره بهت نگاه می کنه با چیزی عوض کنی؟!

هر وقت احساس کردی زندگیت داره طعم تلخی می گیره اون حس رو یادت بیار

C# Corner.ir

csharpcorner.ir

کامنت های اخیر

Comment RSS