دلت می آد ؟!

نوشته شده بوسیله تبسم 29. مهر 1388 17:31

دلت مي ياد؟
خدا داره نگات مي كنه. مي دوني كه خيلي دوست داره و ناراحته. همش منتظره ببينه كي صداش مي كني. اين حرفا رو نزن. خدا حواسش به همه هست. به همه هم امكان اين رو داده كه از زندگيشون لذت ببرن. خودت بايد خوب نگاه كني. تو هم كه خوب نگاه كردن رو بلدي ... به 28 آبان فكر كن

اینا رو مهدیه توی کامنت  پستی که دیگه الان حذف کردم برام نوشته.خدا داره جوابمو می ده.

دیروز هم عمه م بهم می گفت بخند و با خنده از خدا هر چی دلت می خواد بخواه، گریه نداره که، بخند و از خدا بخواه حتما بهت می ده.

حرفهای مهدیه کلا نشانه بود. می خوام سعی کنم، می خوام راحت تسلیم نشم.

- امروز با خودم فکر می کردم یعنی حتی یه ذره؟! … بعدش گفتم با خودم که من خدا رو دارم، بچرخ تا بچرخیم، فقط کافیه اون اراده کنه :دی

 

و اما: همون حوالی 28 آبان قراره مهدیه رو ببینم اینه که اینه… :-) خیلی ها رو قراره ببینم از بچه ها. ان شاا..  خدایا آرزو می کنم همزاد کوچولوم رو هم بتونم ببینم حالا تصادفی یا هر چی، برنامه ش رو تو بریز خبرش رو بده . بوس.در ضمن معذرت می خوام گاهی ناراحتت می کنم.دوستت دارم دارو ندار من.

برچسب ها:

نظرات

1388/07/30 07:43:30 ب.ظ #

کیمیا

ای بیخبر بکوش که صاحب خبر شوی           تا راهرو نباشی کی راهبر شوی

در مکتب حقایق پیش ادیب عشق            هان ای پسر بکوش که روزی پدر شوی

دست از مس وجود چو مردان ره بشوی       تا کیمیای عشق بیابی و زر شوی

خواب و خورت ز مرتبه خویش دور کرد      آنگه رسی بخویش که بی خواب و خور شوی

گر نور عشق حق به دل و جانت اوفتد        بالله کز آفتاب فلک خوبتر شوی

یکدم غریق بحر خدا شو گمان مبر          کز آب هفت بحر بیک موی تر شوی

از پای تا سرت همه نور خدا شود         در راه ذوالجلال چو بی پا و سر شوی

وجه خدا اگر شودت منظر نظر            زین پس شکی نماند که صاحب نظر شوی

بنیاد هستی چو زیر و زبر شود          در دل مدار هیچ که زیر و زبر شوی

                        گر در سرت هوای وصالست حافظا
                        باید که خاک درگه اهل هنر شوی

کیمیا |

امکان ارسال نظر برای این موضوع وجود ندارد

استفاده از مطالب این وبلاگ با ذکر منبع مجاز است

می دونی شیرینی زندگی مثل چیه؟

می تونی آرامش خوردن شکلات وانیلی رو

زیر آسمون وقتی خدا داره بهت نگاه می کنه با چیزی عوض کنی؟!

هر وقت احساس کردی زندگیت داره طعم تلخی می گیره اون حس رو یادت بیار

C# Corner.ir

csharpcorner.ir

کامنت های اخیر

Comment RSS