نوشته شده بوسیله تبسم
3. مهر 1388 22:52
این روزا وقتایی که بر می گردم خونه، توی راه، توی ماشین خیلی وقت برای فکر کردن دارم. دیروز به این فکر می کردم دل بستگی با وابستگی چه تفاوتهایی دارن؟
معمولا ما آدمها دوست نداریم وابسته بشیم، یعنی در حقیقت حس من اینه که وابستگی رفته رفته مثل یه عادتی می شه که ارزش واقعی چیزها،رفتارها،حس ها، رابطه ها حتی، کمرنگ بشن و ما بهشون بی توجه. فعلا دارم رو این قضیه فکر می کنم. اما دلبستگی حس می کنم خیلی بهتر باشه از وابستگی. اینکه فرقشون چیه و و و فکر می کنم باید هنوز روش فکر کنم. در حال حاضر فکر می کنم دلبسته شدن رو دوست داشته باشم، یعنی اینکه چیزی بدی نیست.البته در هر چیزی اعتدال باید باشه.
نظر یا تجربه ی شما چی می گه؟
و اما : همون دیروز بود فکر کنم، یه پسربچه ی نهایت کلاس اولی، داشت با مامانش سوار مینی بوس می شد، اول کوله پشتیشو در آورد داد به مامانش بعد همچین از ته دل یا علی گفت از پله ها اومد بالا با اون جثه ی کوچولوش، ناخودآگاه یک کیفی کردم گفتم توی دلم ایول! نه من ظاهرا همه کیف کرده بودن، اونایی که ته مینی بوس بودن بهش می گفتن خسته نباشی پهلووون! از اون سرزبون دارا بود. خدا حفظش کنه. توی این سن یا علی گفتن، امیدوارم همیشه علی یارش باشه.