نوشته شده بوسیله تبسم
27. شهریور 1388 17:27
“ آخر این جاده کجاست؟ عبوره یا رسیدنه // میون این فاصله ها بودن تو غنیمته ” *
1. برای من آخر جاده عبور بود، عبور داشت، گذر به یه جاده دیگه… آخر این جاده برای من عبوره هنوز عبوره…
2. بودن تو و فرشته هات همیشه غنیمت که چه عرض کنم، موهبت بوده.
3. چرخه های زندگی ها انگار مدام تکرار می شن. شاید به نظر برسه همه ی ما یه جور جدیدی اتفاقات و رفتارها رو تجربه می کنیم، زندگی می کنیم اما اگر بگردیم نمونه های خیلی مشابه زیادن. آدمهای زیادی که در شرایط مشابه مثل ما رفتار کردن و آدمهای مشابه زیادی که مثل ما رفتار نکردن. اما جالبه که هنوز در پیچیدگی روحمون موندیم. خدا واقعا شگفت انگیزه. همین وبلاگ ها رو که می خونی، روزنامه ها و کتابها، حرف زدن و برخورد با آدمها…و در نهایت این همه تشابه جالبه که متوجه می شی آدمها فکر می کنن مشابه نیستن.(در اینکه آدمها متفاوتن شکی نیست، منظورم چیز دیگه ای، اتفاقاتی که روتین و غیر روتین می افته بیشتر مد نظرمه.)
4. بخند رفیق و بذار هر کی، هر جور راحته همون جور راحت باشه وقتی خیلی چیزها رو نگاه می کنن و نمی بینن. قبلا هم گفتم همیشه چیزها،اتفاقات،رفتارهاو… اونجوری که به نظر می رسن نیستن.
5. شکرت با مرامه باحال.ماچ!
و اما: * ظاهرا یکی از شعرهایی که شادمهر خونده.