نوشته شده بوسیله تبسم
19. شهریور 1388 22:51
غروبی داشتم سریع گوجه خورد می کردم از این گوجه کوچولوها یهو این دونه هاش و آبش پاشید روی لباس سفیدم ، وای واویلاست گوجه و اون لک هایی که می ذاره اما اما وقتی شستمش بعضی هاش زودتر بعضی ها دیرتر و با شستشوی بیشتر تمیز شد بدون اینکه حتی نیاز به سفید کننده باشه. موقع شستن این به ذهنم رسید که
دل ما آدما مثل یه پارچه ی سفید می مونه و کارهای اشتباه و یا کارها و اتفاق هایی که به دلیل حواس پرتی و کم دقتیمون می افته مثل لکه های روی پارچه ست. گاهی ما فکر می کنیم دیگه هیچی اون لکه رو از بین نمی بره اما شدنیه، به تلاشت بستگی داره برای جبران.
می دونی برداشتم چی بود؟ اینکه خدا باز و باز بهم هشدار داد که وقتی اراده کنه حلله، فقط اگر بخواد که ببخششه و اوضاع رو رو به راه کنه و اگر تو تلاشت رو برای جبران بکنی.
شکرت رفیق دوست داشتنی من. خدایا می شه این شبا تو هم برای من و دوستام دعا کنی؟ ممنونم.. بوس بوس و بوس و بوس. مرسی و ممنونم و سپاس عسل.