نوشته شده بوسیله تبسم
18. شهریور 1388 02:33
همیشه به ما گوش می دی می دونم ، گفتی این شبا عزیزن ، دلایلش احتمالا زیاده اما برای ما یه راه باز کردی که دسته جمعی نیایشت کنیم. درسته اکثر ما توی این شبا حاجت هامونو ازت می خواییم اما تو می دونی این خودش یه جور سپاسگزاریه، سپاس از کسی که ذاتشه که اجابت کنه، عشقشه که به صدای که می خوندتش جواب بده
عزیزم، مونای خوشگل مهماندارم گفته توی بیمارستان ها مریضی نمونه. من خیلی خیلی بد بودم چون همیشه ی گفتم مگه می شه همچین چیزی؟! یهو با خودم گفتم آهای تبسم خداستا، براش به اندازه ی پلک زدن تو هم سخت نیست . منو ببخش. منم ازت م یخوام خدایا همه ی مریض ها رو از درد رها کنی،کاری کنی همه در آرامش شاد باشن، از صمیم قلب احساس رضایت و شادی داشته باشن، شاکی نباشن، غصه دار نباشن، کاری کنی شاد باشن و تو رو صدا بزنن نه غمگین و گرفتار
اصلا کاری کن گرفتاری برای شادی باشه. خدایا همه ی ما رو به راه راست هدایت کن، پیشمون بمون.کمکمون کن قدر تو رو ، قدر خودمون رو بدونیم، قدر با هم بودنامون، توی این دنیا بودنامون.
خدایا من زیاد بلد نیستم دعاهای خوب خوب بکنم اما یکی یادم داد وقتی نمی دونم دقیقا چی بخوام ازت بخوام خدایا همه ی چیزهای خوب ، بهترین حالتهات رو، بهترین دعاهات رو، بهترین هدیه هات رو به همه بده.
و یادت بمونه دوستت دارم و ازت خیلی ممنونم.
باورم نمی شه یه سال گذشت. سال پیش یادمه په حالی داشتم.الان ببین په آرومم.یادم نیست چه جوری گذروندم فقط آرامش یادمه.سال پیش رو رو هم خودت به بهترین وجهی که می تونی بهم هدیه کن. من بهت اعتماد می کنم، اعتماد دارم چیزی نمی دی که بد باشه.
همیشه بخندی عزیزم.بوس
و اما:مونای مهماندار عزیزم