هیجان و اشتیاق هم نفس شدن با تو

نوشته شده بوسیله تبسم 3. شهریور 1388 23:50

 

می دونی وقتی بارون می آد چه جور، چه قدر حس هیجانی دارم؟

حسی که انگار قلبم می خواد از جاش کنده شه، حس اینکه زیر قطرات بارون منو بکشی بالا...بالا و بالا و بالا

حس کنده شدن از زمین. مثل حس رهایی

می دونی چرا؟ انگار با نفس های من در رسیدن به ریتم نفس های تو در شتابند، در رسیدن به هم آغوش شدن با نفس های اهوراییت و کجا دیدی که نفس های یه روح نیمه تموم به نفس های روحی به بی انتهایی تو برسه... و نفس های من  و قلب من در تلاش و تکاپو که زیر بارون که نبض طپش روحت رو می شه حس کرد خودشونو به تو برسونن

بی قرار و در تب شور و اشتیاق

 

پروردگار من، همدم من، تویی که همراز لحظه ها ی منی خیلی دوستت دارم، یادت بمونه خیلی دوستت دارم خیلی دوستت دارم.و و و بی نهایت سپاسگزارم

.


برچسب ها:

نظرات

1388/06/04 12:21:27 ق.ظ #

بربادرفته

مبارکه!

بربادرفته Iran |

امکان ارسال نظر برای این موضوع وجود ندارد

استفاده از مطالب این وبلاگ با ذکر منبع مجاز است

می دونی شیرینی زندگی مثل چیه؟

می تونی آرامش خوردن شکلات وانیلی رو

زیر آسمون وقتی خدا داره بهت نگاه می کنه با چیزی عوض کنی؟!

هر وقت احساس کردی زندگیت داره طعم تلخی می گیره اون حس رو یادت بیار

C# Corner.ir

csharpcorner.ir

کامنت های اخیر

Comment RSS