مثل گنجیشکی که زیر برفا مونده / همه ی دلتنگیم پیش تو جا مونده

نوشته شده بوسیله تبسم 27. آذر 1390 21:28

مثل گنجیشکی که زیر برفا مونده / همه ی دلتنگیم پیش تو جا مونده
یه نفر اینجاس که تورو دوست داره هنوز / که تو چار فصل دلش برف می باره هنوز
یه نفر منتظره تو بهارش باشی / تا کنارت باشه تا کنارش باشی
یخ زدن دستای من ، زل زدن به رد پات / دستامو ها می کنم ، کو اجاق خنده هات
شاخه هام خشکیدن ، ریشه هام از دردن /  شونه هام می لرزن ، استخونام سردن
یه نفر اینجاس که تورو دوست داره هنوز / که تو چار فصل دلش برف می باره هنوز
رد چشمامو نگاه کن ، دستامو بگیر تو دستات  / یخ این دستارو وا کن
خنده هات سبزه ی عیدن ، خنده هاتو دوست دارم منو با خنده صدا کن
با یه ذره مهربونی ، منو پر کن از جوونی ، کی بهارو دوست نداره
عزیزم خودت میدونی ، فصل فصله تو که عشقه ، چار فصل من بهاره

 

برچسب ها:

:) لبخند بزن

نوشته شده بوسیله تبسم 18. آذر 1390 21:33

وقتي خدا مشكلت رو حل ميكنه
به تواناييش ايمان داري.
وقتي خدا مشكلت رو حل نمي كنه
به تواناييت ايمان داره

برچسب ها:

عزیزم…

نوشته شده بوسیله تبسم 11. آذر 1390 22:13

امروز هم گذشت…مراسم امسال هم گذشت در حالی که خودت نبودی بالای سر مراسمت از نزدیک جیگر

دیروز هم که تولدت بود و نبودی پیشمون…

یاد پارسال م یافتادم همش که برات کیک گرفته بودیم و وقتی شمع ها فوت م یکردی می گفتی این سال آخریه که هستم…

بعدشم که وقتی خیالت از مراسمت راحت شد پر کشیدی

دلم خیلی برات تنگ شده مادر بزرگ قصه ها خیلی

امروز جات وحشتناک خالی بود

هر وقت یاد عشقت به امام حسین (ع) می افتم غبطه میخورم که چرا هنوز عظمت اون عشق رو توی دلم خوب حس نمی کنم

امسال هنوز باورم نیست که محرم ه…

 

برچسب ها:

تو که همیشه عشقم بودی و عشقت بودم و هستم و گاهی یادم می ره و نمی فهمم

نوشته شده بوسیله تبسم 4. آذر 1390 11:23

من اشتباه کردم

من معذرت میخوام

چقدر هم زود جوابم رو می دی، اگر دوسم نداشتی که انقدر زود جوابم رو نمیدادی مگه نه؟

صبح پا شدم از خواب دیدم حیاط سفید شده، درخت ها عروس شدن…برف باریده اونم همچین توی همین پاییزی که فکرمیکردم امسال چه با من نامهربون شده…

برف ، چه رازی داره که شادی رو هدیه می ده

انگار دلم سپید شده

چند روز پیش فکر می کردم درسته آدم خیلی دعا میکنه ولی همه چیز باید در زمانش اتفاق بیافته…

بغلم کن لطفا، و کنارم بمون تا بتونم این جاده رو هم به خوبی گذر کنم

دوستت دارم و ممنونم که با همه این کمبودها و کمی هام دوسم داری

.

.

ماه تسلی خاطر هم رسید از راه..محرم…

تسلیت

برچسب ها:

تو که اون بالایی…نه…تو که اینجایی..همین جا

نوشته شده بوسیله تبسم 3. آذر 1390 20:57

خدایا

چی بهت بگم؟ تو که همشو خودت میدونی

داری می بینی

از همش خبر داری

بارون می بارونی

بغلم می کنی

ولی در کنارش بدجوری داری اذیتم میکنی، امتحانم میکنی، یادم میدی

حواست هست بهم مگه نه؟

حواست هست داره از تحملم خارج می شه مگه نه؟

حواست هست دیگه اشک هم کم کم جواب نمی ده مگه نه؟

چقدر ، از خودم می پرسم مگه من چقدر دختر بدی بودم برات که اینه سهم من…

می گی بسپارین به من

می گی اعتماد کنین به من

می گی بخوایین از من

می دونم چیزی نمونده، میدونم همش باید یه ذره دیگه صبر کنم

ولی من ازت می ترسم

ازت میترسم

تو دوسم نداری…دوسم نداری

:(((

 

برچسب ها:

استفاده از مطالب این وبلاگ با ذکر منبع مجاز است

می دونی شیرینی زندگی مثل چیه؟

می تونی آرامش خوردن شکلات وانیلی رو

زیر آسمون وقتی خدا داره بهت نگاه می کنه با چیزی عوض کنی؟!

هر وقت احساس کردی زندگیت داره طعم تلخی می گیره اون حس رو یادت بیار

C# Corner.ir

csharpcorner.ir

کامنت های اخیر

Comment RSS