نوشته شده بوسیله تبسم
27. اسفند 1388 23:11
یا مُقَلِّبَ القُلوبِ و الاَبصار، یا مُدَبِّرَ اللَّیلِ و النَّهار، یا مُحَوِّلَ الحَولِ و الاَحوال، حَوِّل حالَنا الی اَحسَنِ الحال
بهار شد در ميخانه باز بايد كرد
به سوى قبله عاشق نماز بايد كرد
نسيم قدس به عشاق باغ مژده دهد
كه دل ز هردو جهان بى نياز بايد كرد
كنون كه دست به دامان سرو مى نرسد
به بيد عاشق مجنون، نياز بايد كرد
غمى كه در دلم از عشق گلعذاران است
دوا به جام مى چاره ساز بايد كرد
كنون كه دست به دامان بوستان نرسد
نظر به سرو قدى سرفراز بايد كرد *
به بزرگی خودش که هر لحظه و کلمه از بهارِ طبیعتش حرف برای گفتن داره. بهاری باشید.
* امام خمینی (ره)
نوشته شده بوسیله تبسم
27. اسفند 1388 00:52
خدایا خیلی ازت ممنونم … خیلی باحالی … چرا؟ خوب یه نمونه ش که الان خصوصا براش ممنونم اینه که نمی شه خیلی یه سری اتفاقات رو پیش بینی کرد. همین که یه دفعه ای یه چیزایی پیش می آد که انتظارشو نذاشتی یا داشتی اما زمانش مشخص نبوده دقیق… خیلی کیف داره.. هورااا خیلی دوستت دارم خیلی باحالی …دمت گرم جیگر
نوشته شده بوسیله تبسم
25. اسفند 1388 22:00
بارون می آد، هوا سرد شده ، بادی… اونم چی، امروز صبح آفتاب بود گرررررم…
درختای حیاط خیلی باحال شدن، جالبش اینجاست شکوفه و شکوفه اونم روی شاخه هایی که هنوز لختن! تازه داره ریز ریز برگ در می آره، جوونه های تازه… عروس شدن همه شون :دی
زیر نم نم باروون توی حیاطمون چهارشنبه سوری خانوادگی داشتیم. بعدش مثل هر سال مامانی اسپند ریخت توی آتیش…
خدایا شکرت…امسالم داره تموم می شه. در کل سال خیلی خوبی بود برای خاندان ما. شکر خدا یه نی نی قرار تا اردیبهشت به دنیا بیاد که خودش رحمت و برکته. 2 تا عروسی داشتیم ، یه عقد. خدا رو شکر همه خوبن. نامردیه اگر همش از ناراحتی ها ادم بگه برات. به هرحال بابت این همه خوبی ممنونم. وقتی می بینی اعضای خانواده ی بزرگت خوبن و خوشحال طبیعی چه حس خوبی داری :دی
براتون عکس شکوفه ها رو می ذارم ان شاا.. اما علی الحساب اومدن بهار رو تبریک می گم و نزدیک شدن یه سال شمسی جدید رو. خدا رو شکر می کنم که به همه مون فرصت داد تا یه سال دیگه از موهبت زندگیش و این شانس که آدم بهتری بشیم بهرمند شیم.آرزو می کنم سال جدید رو با یه روحیه ی تازه تر و قوی تر و درخشان تر از خدا آغاز کنین و خدا همیشه و همه جا و در همه حال همراهتون باشه . آمین.
سر سفره های هفت سین ان شاا.. در کنار شکرگزاری خیلی ها رو هم یادتون باشه که دعای برای دیگران روح خودتونو سبک تر می کنه. و یه چیز خیلی مهم رو هم یادتون بمونه و اون … خودتون همون موقع حتما متوجه می شین … :)
اینم از این :
صحن بستان ذوق بخش و صحبت یاران خوش است
وقت گل خوش باد کز وی وقت میخواران خوش است
از صبا هر دم مشام جان ما خوش میشود
آری آری طیب انفاس هواداران خوش است
ناگشوده گل نقاب آهنگ رحلت ساز کرد
ناله کن بلبل که گلبانگ دل افکاران خوش است
مرغ خوشخوان را بشارت باد کاندر راه عشق
دوست را با ناله شبهای بیداران خوش است
نیست در بازار عالم خوشدلی ور زان که هست
شیوه رندی و خوش باشی عیاران خوش است
از زبان سوسن آزادهام آمد به گوش
کاندر این دیر کهن کار سبکباران خوش است
حافظا ترک جهان گفتن طریق خوشدلیست
تا نپنداری که احوال جهان داران خوش است
نوشته شده بوسیله تبسم
25. اسفند 1388 02:06
چند وقته دلم برای کسی تنگ نشده بود؟ درست و حسابی…
امشب دلم برای تو تنگ شده بی وفا، اصلا بی معرفت … تو رو می گم همسرجانِ هنوز نیست در جهانم.
یعنی دلت برای من تنگ نمی شه؟ اینجا می نویسم که یه روزی بدونی حالا که سال جدید داره می آد ، توی این روزهایی که من فوق العاده شنگولکم و خیلی بهم خوش می گذره فراموشت نکردم و تک خور نبودم!! :دی
خدایا …
می دونی امروز به چی فکر می کردم ؟ به اینکه چرا می ذاری آدما عاشق هم بشن تو که نمی خوای واسه خودت رقیب بتراشی.. دقیقا نکته همین جا بود… می خوای به همه عاشقترین ها ثابت کنی عشقتون نهایت باید برسه و بشه اندازه تو. که همه بفهمن هیچ عشقی مثل عشق تو نیست، عشق به تو نیست. تازه کسی که نتونه بنده هات رو آفریده هات رو عاشق بشه چه جوری می تونه خوب عشقتو لمس کنه؟
دوستت دارم .
نوشته شده بوسیله تبسم
24. اسفند 1388 21:39
ابر آذاری برآمد باد نوروزی وزید
وجه می میخواهم و مطرب که میگوید رسید
شاهدان در جلوه و من شرمسار کیسهام
بار عشق و مفلسی صعب است میباید کشید
قحط جود است آبروی خود نمیباید فروخت
باده و گل از بهای خرقه میباید خرید
گوییا خواهد گشود از دولتم کاری که دوش
من همیکردم دعا و صبح صادق میدمید
با لبی و صد هزاران خنده آمد گل به باغ
از کریمی گوییا در گوشهای بویی شنید
دامنی گر چاک شد در عالم رندی چه باک
جامهای در نیک نامی نیز میباید درید
این لطایف کز لب لعل تو من گفتم که گفت
وین تطاول کز سر زلف تو من دیدم که دید
عدل سلطان گر نپرسد حال مظلومان عشق
گوشه گیران را ز آسایش طمع باید برید
تیر عاشق کش ندانم بر دل حافظ که زد
این قدر دانم که از شعر ترش خون میچکید
نوشته شده بوسیله تبسم
24. اسفند 1388 14:33
يك حديث قدسي هست كه خدا تو اون ميگه:*
من طلبنی وجدنی و من وجدنی عرفنی و من عرفنی عشقنی و من عشقنی عشقته و من عشقته قتلته و من قتلته فعلی دیته و من علی دیته فانا دیته .
کسی که مرا طلب کند مرا پیدا می کند و کسی که مرا یافت مرا خواهد شناخت و کسی که مرا شناخت عاشقم می شود و کسی که عاشق من شود، من نیز عاشق او می شوم و کسی که من عاشق او شوم او را می کشم (شهادت) و کسی که او را به شهادت برسانم بر خودم واجب می دانم خونبهای او را; و هر کس بر من واجب شد خونبهایش من خونبهای اویم .
و اما : *این حدیث معتبره آیا؟
نوشته شده بوسیله تبسم
23. اسفند 1388 22:54
به سوی تو، به شوق روی تو، به طرف کوی تو،
سپیده دم آیم مگر تورا جویم، بگو کجایی؟
نشان تو گه از زمین گاهی ز آسمان جویم
ببین چه بی پروا ره تو می پویم، بگو کجایی؟
کی رود رخ ماهت از نظرم
به غیر نامت کی نام دگر ببرم
اگر تو را جویم حدیث دل گویم، بکو کجایی؟
به دست تو دادم دل پریشانم، دگر چه خواهی؟
فتاده ام از پا، بگو که از جانم دگر چه خواهی؟
یک دم از خیال من نمی روی ای غزال من
دگر چه پرسی ز حال من
تا هستم من اسیر کوی توام درآرزوی توام
اگر تو را جویم حدیث دل گویم، بگو کجایی؟
به دست تو دادم دل پریشانم، دگر چه خواهی؟
فتادم از پا بگو که از جانم دگر چه خواهی؟
دانلود با صداي كورس سرهنگ زاده
دانلود با صداي مهران زاهدي
خیلی موسیقی زیبایی داره…شعرش هم جای خود داره. حیفم اومد نذارم :دی
و اما : مرسی از این سایت
نوشته شده بوسیله تبسم
23. اسفند 1388 18:59
دوش در حلقه ما قصه گیسوی تو بود
تا دل شب سخن از سلسله موی تو بود
دل که از ناوک مژگان تو در خون میگشت
باز مشتاق کمانخانه ابروی تو بود
هم عفاالله صبا کز تو پیامی میداد
ور نه در کس نرسیدیم که از کوی تو بود
عالم از شور و شر عشق خبر هیچ نداشت
فتنه انگیز جهان غمزه جادوی تو بود
من سرگشته هم از اهل سلامت بودم
دام راهم شکن طره هندوی تو بود
بگشا بند قبا تا بگشاید دل من
که گشادی که مرا بود ز پهلوی تو بود
به وفای تو که بر تربت حافظ بگذر
کز جهان میشد و در آرزوی روی تو بود
نوشته شده بوسیله تبسم
23. اسفند 1388 00:37
اینقد دوست دارم داستانا یا کارتون ها با این جمله شروع می شن. کلی کیف می کنم الان برای خودم تکرارش می کنم :))
و اما : این انیمیشن موش موشکی رو تازه فهمیدم هست..دنبالشم. می تونین قیافم رو حدس بزنین :دی
up رو دیدم. خوب شروع شد اما داستانش انتظار دیگه ای داشتم راستش…به هرحال من کیف می کنم از این کارتونا :دی
نوشته شده بوسیله تبسم
22. اسفند 1388 11:16
خدایا کاشکی توی این روزهای قشنگ و پر امیدی که پر از تو هم هست، کاش همه خوشحال باشن از ته دلشون. کاش همه کم کم کینه ها رو بریزن دور تا جای تو بازتر شه توی دلشونو خونه شون.
خدایا کاش کمک کنی این روزا مخصوصا، هیچ مردی شرمنده ی خانواده ش نباشه. والدین بتونن یه عید خوب بسازن برای بچه هاشون شده حتی کوچولو و شاهد نگاه حسرت آلود بچه هاشون نباشن که با اینکه من مامان نیستم اما حس می کنم باید خیلی خیلی سخت باشه…
خدایا به همه ی ما کمک کن یه آدم درست بشیم که در اون صورت اگر هر کی وظیفه ی درست و انسانیشو –حالا دینیش بمونه که چه شود اگر شود- انجام بدیم هیچ حسرتی نمی مونه ان شاا… (یعنی اگر خودتم بخوای که همیشه خواستی :دی)
به قول همون شعر واقعا عجب صبری داری عجب صبری داری عزیزم…واقعا که خدای یکتایی. دوستت دارم.
********
برو راه وفا آموز که من بار سفر بستم / اگر از مقصدم پرسی بدان راه رها جستم
برو عشق از خدا آموز که من دل را بر او بستم / اگر از عاقبت پرسی بدان از دام تو جستم*
* آهنگ مدارا از شهرام شکوهی